شیره سمپاد ، بعله :)   

همونطور که می دونستیم :)) ، اول ریاضی ساغر نیشخند

  

ریاضی:

۱- ساغر سید عباس زاده - فرزانگان تهران

۲- سعید مفیدی آستانه - میرزا کوچک خان رشت

۳- سحر صدری زاده 

۴- سید میلاد موسوی فر - شهید سلطانی کرج

۵- احمدرضا مومنی سدئی - اصفهان

۶- شادی شهسواری - فرزانگان سنندج

۷- امیرحسین توکلی - تهران

۸- دانیال درویش رحیم آبادی - رشت

۹- حسین حیدری - شهید اژه ای اصفهان

۱۰- نفیسه قرقچیان - تهران

 

.

 

.

 

تجربی:

۱- سیاوش مهران - شهید هاشمی نژاد مشهد

۲- کیانا امانی - فرزانگان تهران

۳- امین رضا آبخو - علامه حلی رفسنجان

۴- کیمیا کاظمی زهرانی - اصفهان

۵- هاجر فروردین جهرمی - شیراز

۶- کسری کلاهدوزیان - شهید مدنی تبریز

۷- هادی فردیس - مراغه

۸- مهرنوش سماعی - فرزانگان کرج

۹- سینا دل آذر - شهید مدنی تبریز

۱۰- محمدرضا طبری - ساری

 

.

 

.

 

زبان:

۱- کسری کلاهدوزیان - شهید مدنی تبریز

۲- سارا عامری مهابادی - فرزانگان کرمان

۳- ماکان نجومیان - تهران

 

 

لينک
چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠ - IQha

       

 

کنکور تموم شد.

 

 

لينک
پنجشنبه ٩ تیر ۱۳٩٠ - IQha

   سال هفتم   

در میان طوفان ..

چون تیره شد نور اممید ،

یاد آریم ، سرود دی روز .. چون گرمای نور خورشید

دیروز ، اممید پریدن .. بالا رفتن و رسیدن ..

راهی ، که با هم پیمودیم .. دیروزی که با هم بودیم ..

 

در کوران پاییز ،

دستمان ب دست هم بود ..

می بستیم ، پیمان یاری ..

قلبمان گواهمان بود ..

که تا ، خورشید فروزان ..

از آسمان ها بر آید ،

با هم ، دنیا را بسازیم

سبز و آزاد ، گرم و زیبا . . .

 

لاله ها سرودند .. آسمان در انتظار است ..

بر زمین امید رویش .. در آرزوی بهار است ..

فردا صد ستاره رووووید .. از آسمان ها بریزد ..

فردا ، از قلب ظلمتها .. نور گرمی بر می خیزد ..

 

چون رود ، لحظه ها گذشتند ..

دستمان از هم جدا شد ..

رفتیم ، در دل نور پیمان ،

ابر و دریا ، گریه کردند . . .

 

یک ، .. دو .. ، سه ، .. چار ، .. پنج .. ، شیش ، .. هفت ، .. هشت :))

 

امروز ، هر گوشه ی دنیا ..

گر با همیم و گر تنها

با هم ، همراه و هم پیمان ،

ره پیماییم سوی فردا ..

فردا صد ستاره رووووید .. از آسمان ها بریزد ..

فردا ، از قلب ظلمتها .. نور گرمی بر می خیزد ..

 

 

 

 

 

امروز آخرین روز دانش آموزیمون بود ، بعد فکر کنم ب یه هشتاد نفری گفتم که هفتاد تاشون گفتن تبریییییک ! ده نفر بقیه ام نصفشون تجربی بودن که گفتن هنوز زمین ما مونده !! آره خلاصه 

این اولین سرود ملی ای بود که از دبیرستان یاد گرفتیم ! برا همین اولین آهنگی که تو حلقه ی دبیرستان خوندن و ما ب نظرمون آشنا اومد و تشخیص دادیم همین بود ! آخه اومموقعا که اول راهنمایی بودیم بهمون دو تا برگه دادن که یکیشون در میان طوفان بود ، یکی ام در نفس سازی و پشتش یکی دیگه از سرودای دبیرستان (ایران سرزمین من جاودان مان)

که آخی ایران سرزمین من فکر کنم سرود خانوم اسدی اینا (ساره اسدی) بود که برامون سر کلاس خوندش ..

آبان اول دبیرستانم که رفتیم کاشان اردوی رصد ، یکی از دوما آهنگ در میان طوفانو گذاشته بود که ما اولین بار بود می دیدیم سرود ملی آهنگ داره !! (البته گل ارکیده ی ایلیا منفردو که از روش در نفس سازیو گفتن دوم راهنمایی شنیده بودیم)

و این بود تاریخچه ی آشنایی ما با در میان طوفان مثلا !! خانوم مسعودم علاقه داره ب این سرود ملی (بعد سرود ملی ما البته نیشخند) هی هر وخ نزدیک زنگ بود می خواستم دو تا دیگه بذارم می گفتم سرود ملی بچه هاتون بعد قبول می کرد نیشخند

بعد الآنم که داشتم تایپ می کردم فردا صد ستاره روید یاد کامنت حدیث افتادم تو فرزگاه ، شبای کارگاه

 

(فکر می کنم این آخرین نوشته ی اینجا قبل کنکور ما باشه .. می خواستم چارده اردی بهشتم بنویسم که اتفاقاتی افتاد)

در کل اینکه ناجوانمردانه بود این طور. کاشکی سوم کنکور داشتیم

 

 

 

فاطمه

 

 

لينک
پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠ - IQha

   و آخر .. نود !   

یا هو .. !!

 

 

والا پسورد اینجا خودش یه آپه نیشخند !!!

پیش دانشگاهی ام خوبه خیلی ! ولی فکر کنم از اینجا به بعدش خوب نباشه دیگه همچینم مژه

تمام خاطراتمون می مونه برای بعد تیرماه .. تا جشن فارغ التحصیلی

 

 

 

خواهش می کنم دعا کنین برامون ..

امیدوارم سال خیلی خوبی باشه برای همه :)

سبز باشید

 

 

نوشته شده توسط آی کیوها(ییها) --> فاطمه

 

لينک
یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ - IQha

   که در گفتار نگنجد ..   




۵ ساله شد اینجا !

 

 

  

یادمه نشسته بودیم زیر درختمون ، از سوسک و اینائم می ترسیدیم ! بعد یادمه اولای جدید و مامان باباهاشون که همصحبت شدیم با چن تایی شون ..

برا " لیزر " اومده بودیم مثلا !

 

 

 

فاطمه ..

۵ شهریورماه ۱۳۸۹ .. ۱۸:۴۷ !!

 

لينک
جمعه ٥ شهریور ۱۳۸٩ - IQha

   khodafes zendegi :D:D:D:D   

یا هو .. !!

فردا کلاسامون شروع می شه ، کاملا تنظیم شده با روز 13 ام !!

واللا من راضی بودم هفتم بشینم سر کلاسای پیش دانشگاهی نیشخند

تازه یه کمم تو برنامه هفتگی مون دقیق شیم متوجه می شیم دیگه کاملا برنامه ریزی شده :( فق من نمی دونم چه اصراریه ما سه زنگ در هفته هندسه داشته باشیم ! خب خسته می شن آقای کاظمی نگران

خلاصه آخرشم فکر نکنم اردوی اصفهانو بنویسم و کللن دیگه فکر کنم اینجا هم تعطیل و اگه تا حالا ماهی یه بار آپ می شد ، خدا سال رو واسه چی آفریده

 

 

پ.ن. کسی نمی دونه یکشنبه ی 13 نحسه یا نه ؟افسوس

 

نوشته شده توسط آی کیوها(ییها) ---> فاطمه

 

لينک
شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩ - IQha

   که تموم شد و شروع می شه ..   

یا هو .. !!

 

امروز تاریخ داشتیم و حالا من پر از استرسم برا این دو هفته ی آخر..

انگار قرار باشه سیزدهم امتحان داشته باشیمو من همینطور دارم دور خودم می چرخم.. و همون استرس و سردرگمی..

 

 

نمی دونم اینجا باید بمونه یا نه..

نمی دونم هنوزم می تونم ماهی یکبار بنویسم یا نه..

 

 

دادن برنامه مونو امروز.. اکبری اومد وسط امتحان برنامه رو داد و تاکید کرد که کارنامه ی آزمون جامع رو برداریم و لیست کلاسای پیش دانشگاهی که باز هم تغییر کرده و این بار قطعیه رو قبل رفتن ببینیم.. تمرکزم به هم ریخ برای مدت طولانی .. و وقتی امتحانمو دادم حتی خسته تر از هر وقت دیگه ای..

نمی خوام اینطوری شروع کنم ، اصلا.. قرار نبود و امروز دارم فک می کنم که اگه نبود این کنکور لعنتی ،

هر چن که من پذیرفتم خیلی چیزها را..

 

 

چارشنبه ، 26 خرداد ، برای همین جا

 

 

 

 

 

 

 

هیچی داریم فردا می ریم اصفهان ، ساعت 21:45 راه آهن.. پنجشنبه م 6 صبح تهران !!

اردوگاه بهشتی !

 

 

پ.ن. !!! این رنگی که گذاشتم و فرزگاه

تنها تیکه ی دبیرستان که بی نهاایت ، بی نهایت دوستش داشتم ،

و بغضی که کهنه نمی شود

 

 

 

 

لينک
شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩ - IQha