IQHA چی بود...چی شد!   

سلام!

خوبین؟خوشین؟چه خبرا؟این چند هفته یا بهتره بگم چند ماهی که آی کیو ها نبود چه اتفاقایی افتاد؟

راستی!امتحاناتونو خوب دادین؟

می دونین چیه؟می دونین چی شد که آی کیو ها(منظورمون آی کیوها واقعیه است!!!)تصمیم گرفتن یه وبلاگ به اسم آی کیو ها بسازن که بعد هم این بلا ها سرش بیاد؟

نه؟؟؟؟!!!پس اینا رو بخونین و مطمئن باشین واسه ما اونقدر مهم هست که وقتمونو گذاشتیمو اینا رو دو ساعت تایپ کردیم!!

 

IQHA چی بود؟؟؟!!!چی شد...!

 سه تا فرزانگانی بودن که تازه یه سال هم نبود که هم دیگه رو می شناختن.یه روز که هر سه تاییشون توی یکی از روزای گرم تابستون سال اول راهنماییشون زیر درختی نشسته بودن که همیشه با بچه های کلاس زیر اون جمع می شدن یکی شون بلند شدو(حالا گیر ندین،سر جاش نشسته بود.این یه اصطلاحه آی کیوها!!!)گفت:بچه ها می یاین یه وبلاگ بسازیم؟اون وقت توش راجع به مدرسه می نویسیم.مدرسه ی ما واقعا" احتیاج به یه دفتر چه ی خاطرات عمومی داره که توش درباره ی مدرسه بنویسیمو با هم همه ی فرزانگانیا(آخه خبر نداشت بعدا" خواهد شد همه ی سمپادیا!)با هم بحث و گفتگو کنند.

البته بازم باید بگیم نمی دونست که بحثای بچه ها به چه جاهای باریکی که خودتونم شاهدش بودین کشیده خواهد شد...

راستش اصلا" صحبتای آی کیو ها جدی نبود...خیلی اتفاقی یا شایدم تخیلی داشتن با هم این چیزا رو می گفتن و هی به حرفاشونم می خندیدن!!

ولی نمی دونیم چی شد که با اکراه شروع کردن به اسم انتخاب کردن برای این وبلاگ:فرزانگانیا!!!سمپادیا!!!...نمی دونم دیگه چی؟آهان!!!! آی کیو ها!

بالاخره وبلاگو به اسم آی کیوها بازم با اکراه درست کردن...

یه چند هفته ای کسی از آی کیو ها خبری نداشت چون بازم این 3 تا آی کیوها نمی دونستن اصلا" باید آی کیوها رو به کسی بگن یا نه!

ولی خب بازم یه سری اتفاقات افتاد که کم کم...

که کم کم همه آی کیوها رو فهمیدن...نه تنها راهنمایی ها بلکه همه

خلاصه تا کارت اینترنتتون تموم نشده(!!!)بگیم که آی کیو ها یه ماهه شد و یکی از اون سه تا رفتو اون 2 تا آی کیوها ی دیگه رو با یه وبلاگ تنها گذاشت...(حالا کجاش بماند)

دوماهه شد و یه آگهی واسش تو وبلاگمون زدیم(خسته نباشیم!ولخرجی کردیم دیگه!!!)

گفتیم وقتی سه ماهه شد شیرینی می بریم مدرسه...اتفاقا" همین کارم کردیم. وقتی آی کیوها سه ماهه شد به قولمون عمل کردیمو شیرینی بردیم مدرسه!

{پرانتز به صورت ضروری باز!: وقتی شیرینی رو بردیم مدرسه همه حمله کردنو ما مجبور شدیم واسه چند نفر قایم کنیم!بماند که به خودمون حتی یکیشم نرسید!

خب دیگه!این سزای کسانی است که قایمکی و دور از چشم معلما و ناظما واسه وبلاگشون تو مدرسه شیرینی پخش می کنن!}                                                

 

آی کیو ها (به ظاهر)تموم شد!!!

خب اولش این طوری شروع شد:یکی از آی کیوها تو یه روز سرد پاییزی اومد به اون یکی پاییزی گفت تو پسورد آی کیوها رو عوض کردی؟دیشب هر کاری کردم نرفت توش.هی ارر می داد.

اون یکی جواب داد نه من نکردم.حتما اشتباه کردی!گاهی اوقات پرشین بلاگ Error می ده ...

ولی وقتی اونروز بعد از ظهر امتحان کردیم :

چند روز بعد هکر آی کیوها زده بود این وبلاگ مال من شد.

ما که اولش باور نمی کردیمو:

ولی بعدش مجبور شدیم عادت کنیم...

حالا از تاریخچه ی آی کیو ها که بگذریم باید اینو بگیم که همین جا باید از چند نفر جدا" تشکر کنیم.

بچه ها!ما واقعا" و جدا" از لوبیا ممنونیم که خیلی واسه آی کیوها زحمت کشید.یعنی خیلی ها!هر چی بگیم کم گفتیم.

فرنازم همین طور و خیلیای دیگه...

در ضمن تا یادمون نرفته بگیم که امیدواریم دیگه اینجا لااقل به هم توهین نکنین یا نکنیم!

تا دیگه کسی نتونه به خودش اجازه بده بلند شه وبلاگ مارو هک کنه که دیگه ضد دبیرستانیا نباشه.که بره تیتر شو کنه دبیرستانیای باحال!

پس به وضوح اعلام می کنیم:این وبلاگ ضد دبیرستانیها نبوده و نیست و نخواهد بود...(پس تموم شد دعوا؟!)

شما تا حالا وبلاگ بقیه ی سمپادیا تو شهر های مختلف ایران رو دیدین؟همه با هم یه وبلاگ می سازن...

ما هم خوشحال می شیم شما با نظراتتون کاری کنین که همه با هم آی کیو های جدید رو اداره کنیم و مث قبل با نظرات توپتون قسمت نظرات وبلاگو منفجر کنین.

راستی این وبلاگ ازین به بعد فعلا هفته ای دو یا سه بار UpDate خواهد شد...

 

پس بازم مثل قبلا" می گیم مرسی که اومدین به وبلاگ خودتون سر زدین...به وبلاگ همه ی فرزانگانیا یا شایدم همه ی سمپادیا!

خوش باشین...فعلا"

 

لينک
دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٤ - IQha