اولین جلسه ی کارگاه علوم 87 !   

به نام او ...

 

اولش که شنیدم اصلا یه لحظه منگ شدم شاید ؛ جلسه ی کارگاه علوم ؟ اَ ! عجب ! بالاخره جمع شدیم تو آمفی (اولین باره به آمفی تئاتر میگم آمفی! ذوق داره به مراتب.شما نمی دونین / شایدم بدونین که ! نیشخند) ملیکا با بلندگو بالای سن وایساده بود . یه سری از بچه ها جلوی سن نشسته بودن و بقیه هم رو صندلیا . ( اگه ملیکا نبود به نظرتون کی جانشینش می شد ؟!! اصلا ملیکا خوبه ها ! --> تاکید میکنم پررو نشه ها نیشخند) اولش که بحث در آمدزایی بود . 400 تومن بچه های قهوه خونه از کارگاهِ پیشین به دست اوردن . اول بچه ها ذوق کردن و اَ ایول قهوه خونه و اینا . بعد شنیدن که : پارسالیا 1 تومن داشتنا ، ذوق نکنین !

 –خب عیبی نداره باباهای بچه های ما پولدارن !  نیشخند  - اسپانسر می گیریم ! (ایرانسل ! نیشخند ) . مریم (ج) دنبالِ اسپانسره .  

 

 

بعد اینکه اینا صرف چیا میشن . 

 

بعدش رای گیری شد واسه مسئولای اصلیِ کارگاه که چند تا باشن و چه مدلی . ( هر گزینه چند بار تکرار شد به جهتِ شلوغی ! ) و بعدِ تصویب شدن ، اعلام شد که هر کی می خواد اجرایی ، تدارکات یا سرگروه علمی باشه بیاد بالا . البت مقادیری قاطی شد ، چون اول قرار بود فقط کاندیدای 3 نفر اصلی برن بالا ، بعد ... اول یه چند تا آدم به صورتِ تک تک رفتن بالا و بعد زیاد شدن و بعد دیگه زیادی زیاد شدن و مهدخت بالای سن ، رو صندلی ، پشت بلندگو : یعنی واقعا همه ی کسایی که این بالا ان می خوان کاندید شن ؟ بالاخره قرار شد کسایی که می خوان ، اسماشونو بدن به بهاران که شنبه رای گیری شه . شنبه بعدِ امتحان دینی، جلسه ی بعدی ِ کارگاه علوم .

 

 

نوشته شده توسط آیکیوها(ییها) * --> الهام (شمبلیله )

 

* دلم خواست خب !

 

 

این پستِ کوتاهِ غیر طبیعی (من مدلشو دوس ندارم . ) ، بعدِ برگزاریِ جلسه ی دوم ، اون رو هم در بر خواهد گرفت .

 

 

لينک
جمعه ۳ خرداد ۱۳۸٧ - IQha