نون شب   

ما توی نون شبمون موندیم برای همین همه اعضای خانواده من مجبورن به سختی کار کنن.....

ما توی نون شبمون موندیم برای همین مادر من مجبوره برای دستای خشک و پینه بسته از کارش انواع کرمهای نرم کننده و روشن کننده را خریداری کنه.....

ما توی نون شبمون موندیم برای همین خواهر من مجبوره حداقل هفته ای یه بار مانتو خریداری کنه چون باید با لباس مرتب بره سر کار.....

 

ما توی نون شبمون موندیم برای همین پدر من مجبوره هر4 روز یه بار بره به ویلای شمالش تا اونجا کمی استراحت کنه و دوباره کار کردن رو از سر بگیره.....

ما توی نون شبمون موندیم برای همین برادر من مجبوره همیشه دستش به موبایل باشه مبادا قرار کاریش به هم بخوره.....  

حالا که فکرشو میکنم میبینم اونا راست میگن من چه حقی دارم اینقدر ولخرجی کنم،من چه حقی دارم هر سال یه کیف نو بخرم،من چه حقی دارم برای هر درسی یه دفتر جدا داشته باشم،من چه حقی دارم مدادهای آنچنانی بخرم وقتی ما توی نون شبمون موندیم.....  

 

 

این چیه؟  

این وبلاگه.  

وبلاگ چیه؟  

همینیه که میبینی.  

این چیه؟

این وبلاگه.

وبلاگ چیه؟

همینیه که میبینی.

این چیه؟

. 

 

.

.

.

سلام چطوری(ن)؟!!!!!

خب آیکیوها خیلی به من لطف دارن چون علیرغم اینکه میدونن از نظر ابتکار و نوشتن و اینا صفرم ولی منو هم عضو کردن.....

Maybe (اینجا به معنی  any wayاستفاده میشه!!!!!)

به عنوان اولین پست خواستم بگم اینجا وبلاگه نه.....از همین اول حساب کار دستتون بیاد(شرمنده ها!!!!!).....میبخشمتون که وقتمو گرفتید.....

 

.

.

.

.

خیلی تند رفتم آره؟!!!!!

 

 

 

........................................................................................


[ چهار شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۵ - 20:10 ] --->توی میهن بلاگ!

نوشته شده بود توسط لوبی!!

 

 

 

---------

به قول الهام: پ.ن!!

مطلبهای اون آی کیوهارو داریم اینجا هم می ذاریم تا وبلاگمونو کامل داشته باشیم. لازم نیست نظر بدین توی مطلبهای تکراری!

 

لينک
دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٥ - IQha