ژل.....!!!!!   

یکی ازدوستام به من یه ژل هدیه داد. یه ژل خیس با بوی تند الکل که حالمو بهم می زنه و البته مارکی که من عاشقشم. یه ژل SO. دوستم اونو به من داد و گفت که این ژلو اصلا نباید برای خودت مصرف کنی !!!!!  ولی حتما تمومش کن زود زود تمومش کن. خب من نباید اون ژلو برای خودم مصرف می کردم برای همین تصمیم گرفتم ژل رو بمالم به تقدیرم تا بخوابه ومن از این قضیه سود ببرم. چرا؟ چون اگه می تونستم تقدیرمو بخوابونم قدرت اینو هم پیدا می کردم که خودم بهش شکل بدم . خاصیت ژل اینه دیگه. خلاصه من راه افتادم و دنبال تقدیرم گشتم. ایران، کانادا، انگلیس،آلمان وایتالیا رو گشتم: اما تقدیرمو پیدا نکردم. رفتمو رفتم تا بالاخره رسیدم به "جلکل" توی شهر جلکل مردم موهاشونو ژل میزدن ،لباساشونو از ژل "می دوختن" وصورتشونو  با ژل خیس نگه می داشتن .مغازه ها همه یا ژل میفروختن یا ژل . ژل ها اسانسهای  مختلفی داشتن: ژل با طعم ژل ، ژل با طعم ژل دیگه بگم.....آهان ژل با طعم ژل و محبوب ترین ژل ، ژل با طعم ژل . اما من آنجا دخترکی را دیدم که با دیگران فرق داشت. او لباسهای پارچه ای پوشیده بود، موهایش نرم و قابل شانه کردن بودن و صورتش نه از ژل بلکه از اشک خیس بود او.او گریان بود چون ژل نداشت. من دستم را در جیبم بردم تا ژلم رو بیرون بیاورم . تقدیرم که پیدا نشده بود پس من ژلم رو به این دختر می دم آره این کارو می کنم. دستم ازجیبم اومد بیرون اما حالا تنها نبود . ژل و تقدیر من هم همراهش بودن. وا ی یعنی تقدیر من این همه مدت در جیبم بود؟ وای خدا بالاخره پیداش کردم چقدر خوب حالا می تونستم.....اما نه مثل اینکه نمی شد. ژلها نمی خواستند طرف تقدیر من بروند بالاخره اون یه چیزی بود مربوط به من و من نمی تونستم . پس باید ژلها رو به دخترک می دادم. دادم. یک گرم ژل رو مفت ومجانی به اون دختر دادم. ژل رو به خودش مالید اما هنوز گریان بود. قوطی ژل رو به زمین انداخت و دوباره زار زد. هر کس می خواست مقیم جلکل بشود ، برای شروع ، حداقل باید 5/1 گرم ژل مصرف می کرد. قوطی ژل رو برداشتم تا ببینم تهش باز هم ژل پیدا می شه یا نه اما به جای اون یک قوطی ژل فشرده پیدا کردم. یک قوطی 5/1 گرمی . خواستم ببینم این ژل چیه که اینقدر محبوبیت داره . 5/0 گرمش رو برای اون دختر کنار گذاشتم ویک گرم دیگرش رو به خودم مالیدم. وااااای داره چی می شه چرا من دارم میلرزم ؟ حالا من تمایل شدیدی دارم که 5/0 گرم دیگر رو هم به خودم بمالم تا یه جلکلی بشم .

_ تو اون 5/0 گرم رو برای من کنارگذاشته بودی.

 _ من ژلو دوست دارم.

 _ من عاشقشم .

 _ من دیوونشم .

 لحن ملتمسانش تمام تنم رو لرزوند: من بهش نیاز دارم .  

_ خب  مگه .... مگه من ندارم ؟

 ما هر دو به اون 5/0 گرم نیاز داشتیم . حالا تقدیر منو تقدیر اون دختر دارن با هم صحبت می کنن و هر از گاهی زیر چشمی نگاهی به من می اندازند. حالا من سر قوطی رو می چرخونم.تقادیر ما دیگه حتی تظاهر به صحبت نمیکنن و هر دو به دستان من خیره شده اند. من نمی دونم باید چه کار کنم . چه کسی باید اهل جلکل بشود؟ من یا اون دخترک ؟یک لحظه آرزو کردم دوستم الان اینجا بود تا برای هدیه وحشتناکش.....دوست؟!!!!!

___________________________________________________

خب این فقط جهت دست به سر کردن شماست.....حداقل تا مدتی که یه نفر به خودش زحمت بده یه چیزی بنویسه.....نه ربطی به مدرسه داره و نه اصلا معلومه چی هست و چی میگه.....ولی با همه اینا یه سوال:

به نظرتون چرا اسم اون شهر جلکل هست؟  



[ دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ - 14:10 ] --->نوشته شده توسط لوبی در میهن بلاگ

 

لينک
شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٥ - IQha