چی شد که این جوری شد ... ؟!!   

چی شد که این جوری شد ؟!!

راستی واقعا چی شد که این جوری شد ؟!!

در واقع خودمون هم نمی دونیم که چی شد که این جوری شد ؟!!

در هر حال یه چیزی شد که این جوری شد .

شما نمی دونین چی شد که این جوری شد ؟!!

چه جوری شدشو که دیگه خودمون هم نمی دونیم اما بهتون می گیم که چی شد !!

حالا چی شد ؟ ... آهان ... حالا فهمیدم که چی شد !!

( چقدر لوسم من !! )

جریان به یه دزدی بی شرمانه بر میگرده که در نتیجه ی اون ما مجبور شدیم روی زمین پهن شیم ... همون کاری که باعث می شه سر ما زیر تیغه ی گیوتین بره ... بر خلاف همیشه مصدقی داشت با صفایی رو پله ها یه گفتمان دوستانه در ضمن قدم زدن انجام می داد که احتمالا در ضمن این گفتگو به این نتیجه رسیدن که گشت محسوس (شاید هم نامحسوس ... نمی دونم ... نمی دونم محسوسه ... نمی دونم نامحسوسه ... نمی دونم ... !! ) امروزشون رو شروع کنند ... و در حالی که در حال پایین اومدن از پله ها بودند یهویی نگاه نافذ مصدقی به جمع دوستانه ی ما افتاد و جمع دوستانه ی ما هم از ترس جان در عرض/ارض/عرز/ارز/عرظ/ارظ/عرذ/ارذ یک ثانیه متفرق شد و همه دنبال سوراخ موش می گشتند ... وقتی فهمیدیم خطر تقریبا گذشته از سوراخ موشها اومدیم بیرون و این دفعه در یه جایی که در شان ما بود نشستیم ... و چون یکی رو در حال تفکر بیش از حد دیدیم رفتیم پیشش تا یه کم نصیحتش کنیم که ... !! خب در واقع اصل داستان از همین جا شروع می شه ... !! همون یکی ای که در حال تفکر بود در واقع داشت یه کار مبتکرانه انجام می داد واسه همین ما هم رفتیم کمکش !! ... هرچند که همه ی تخصص ما تو وبلاگ نویسیه (!! ) و هیچ استعدادی در زمینه ی شعر و شاعری نداریم اما خب ...  !! در واقع از جون و دل مایه گذاشتیم و کلی جون کندیم تا بالاخره تونستیم اینو بسازیم : ( از روی آهنگ همون سریاله که ... !! )

 

ریاضی چیه ؟

سلطانی کیه ؟

اختیار ما دست ساکیه

درسامون چرا هی جفنگ می شن ؟

نمره های زیست چه قشنگ می شن

چرا امتحانامون ساده نیست

چرا موسوی کم افاده نیست ؟

آی کیو رو توی مغز من بذار

تجدیدی ها رو تو کارنامه نکار

 

امتحان به شرط نمره

مدرسه بدون خنده

بگین توی فرزانگان

مصدقی کیلو چنده ؟

 

البته خب این یه شعر حدودا بیست دقیقه ایه واسه همین اگه به جای هر کلمه ای ، کلمه ی بهتری به ذهنتون اومد نظراتتون رو از ما دریغ نکنین !!

راستی جا داره همین جا از تمام شعرای گرامی که وقتشونو روی این شعر گذاشتند و مخصوصا همون یکیه که گفتم نهایت تشکر رو بکنم ... مرســـــــــــــــــــــــی !!

 

------------

 

پ .ن :

مجبورم کردن پاکش کنم ... !!

 

 

 

نوشته شده توسط : الهام (شمبلیله)

 

مرسی از : تارا ( تا لجت درآد !! ) و غیور !!

 

 

لينک
سه‌شنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٥ - IQha