فرشته ای به نام ساکی ... !!   

فرشته ای به نام ساکی !!

صد سال بعد ... مصدقی گیر می دهد ... : برای یک خانم با شخصیت مثل شما زشت است که روی زمین پهن بشود ... ما هم از مدرسه حصیر می گیریم تا روی زمین سفره نشویم ! ... صد سال بعد ... مصدقی گیر می دهد ... : برای یک خانم با شخصیت مثل شما زشت است که روی زمین پهن بشود ... حصیر پاره شده و نشستن روی آن هیچ فرقی با پهن شدن روی زمین ندارد ... پس به ما یک حصیر نو می دهند ... صد سال بعد ... مصدقی گیر می دهد ... : برای یک خانم با شخصیت مثل شما زشت است که روی زمین پهن بشود ... حصیر را اعلی حضرت سومها دزدیده اند و ما روی زمین نشسته ایم ... ما هم می رویم روی سکو می نشینیم ... صد سال بعد ... مصدقی گیر می دهد ... : برای یک خانم با شخصیت مثل شما زشت است که روی زمین پهن بشود ... اما ما هیچ کار دیگری نمی توانیم بکنیم ... فقط روی زمین سفره شده ایم و یک پیرمرد کنارمان گورمان را می کند ... صد سال بعد ... مصدقی گیر می دهد ... : برای یک خانم با شخصیت مثل شما زشت است که روی زمین پهن بشود ... معلوم نیست کدام فرشته ای به نام ساکی این اجل معلق را به بهشت راه داده است ! ...

 

نوشته شده توسط : کسی که خواست نامش فاش نشود !!

 

 

 

الهام (شمبلیله )

 

 

لينک
پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٥ - IQha