تیر اندازی ... آمنــــــــه ... !!   

یا هو ...!!

زنگ آخر ... سه شنبه!

خب حرفه داشتیم و از اونجایی هم که باید یکی از دو پروژه ی پل ماکارون یا ماکت سازی رو انتخاب می کردیم‌ (و همه پل ماکارون رو...) و کارگاه حرفه ی مدرس هم بس فراوان پیشرفته می باشد(!!!!!!!!!!!!!!!!!!! می باشد ... می باشد ... می باشددددددددد! ) و دارای یک پریز برق بیشتر نمی باشد‌(!!!)  و همه هم می خواستن از چسب حرارتی استفاده کنن ، مجبور شدیم بساطمونو جمع کنیم بریم تو کافی شاپ!
تازه نشسته بودیم که دیدیم یه دفعه تمام شیشه های کافی شاپ داره می لرزه. اول فک کردیم زلزله است ولی از اونجایی که کسی عکس العمل خاصی نشون نداد، خودمون شروع کردیم به اظهار نظر:

من: ماشین ظرفشوئیه؟

مهسا: آخه کدوم ظرفارو می خوان بشورن؟ کافی شاپ ظرف داره اصلا؟
ساینا:

حدیث: خب حتما ماشین رختشوئیه ... حمزه لباساشو میاره اینجا می شوره!

... : ...!!

با اینکه اون صدا و لرزش تا چند دقیقه ی بعد هم ادامه داشت بی خیالش شدیم و رفتیم دنبال کارمون.

ولی ...

همونروز بچه هایی که زنگ آخر ورزش داشتند هلیکوپتری رو دیده بودند که از پشت مدرسه از زمین بلند شده‌ (همونجایی که سرویسا میان) و فرداش هم خبر رسید که: پلیس دنبال خلافکارا بوده که (همونجایی که تابستون ۸۴ خانوم تهرانی تصادف کرد) به دو تا از پلیسها تیر اندازی می شه و هلیکوپتر واسه دوتا پلیس مجروح اومده بوده که در آخر یکی از پلیسا شهید می شه

 

خیلی دلم سوخت...خلافکارای بد... دوسشون ندارم ...!

 

 

پی نوشت: این شعر آمنه ... این هم آهنگش؛ هر کی خواست کلیک کنه!

 

آمنه چشم تو جام شراب منه
آمنه اخم تو رنج و عذاب منه
آمنه چشم تو جام شراب منه
آمنه اخم تو رنج و عذاب منه
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته

آمنه قلب من برای تو میزنه
آمنه قهر نکن که قلب من میشکنه
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته

دل مفتون ز راز تو
جان غرق نیاز تو
نازت باده پوش من
ای والله به ناز تو
آمنه نام تو درد و بلای منه
آمنه بی تو دل بلای جون منه
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته

آمنه چشم تو جام شراب منه
آمنه اخم تو رنج و عذاب منه
آمنه چشم تو جام شراب منه
آمنه اخم تو رنج و عذاب منه
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته

آمنه قلب من برای تو میزنه
آمنه قهر نکن که قلب من میشکنه
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته

دل مفتون ز راز تو
جان غرق نیاز تو
نازت باده پوش من
ای والله به ناز تو
آمنه نام تو درد و بلای منه
آمنه بی تو دل بلای جون منه
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته

آمنه چشم تو جام شراب منه
آمنه اخم تو رنج و عذاب منه

جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
ای والله

 

 

نوشته شده توسط آی کیوها(ییها) ---> فاطمه

 

 

لينک
جمعه ۱ دی ۱۳۸٥ - IQha