شیرهای ... ! (نمی دونم دیگه ! ... جریان ۱/۳ !! )   

به نام خدای گاو ... !

 

-عجب بوی گندی ؛ واقعا عجب !

- بچه ها ، پنجره ها رو وا کنید ... اون سطل آشغال رو ببر بیرون ...

از یکشنبه زنگ اول یه بوی گند داشت خفه مون می کرد . حالا از کجا بود ، دیگه خرزوخان می دونست !

زنگ اول که ادبیات داشتیم پنجره ها رو باز کردیم (آخه هنوز دماغامون راه نیفتاده بود ! )

و خب زنگ دوم ...

- شاید از آبدار خونه ست ! ...

- چی ؟! ... آبدار خونه !! ؟

-آخه هواکش آبدارخونه زیر پنجره ی ماست ( نظر معلم ریاضی :دی !! ) البته تقریبا ... !

زنگ ریاضی تموم شد

و ناگهان ...

- ا ... بچه ها اینجا رو نگاه کنید ... !

- چیه ؟!

باید به عرضتون برسونم که حدود 4-5 تا شیر ، به طور خیلی مرموزانه ای از قبل از امتحانا تو جامیز میز معلم جاسازی شده بودند !

- چرا درشون باد کرده ؟!

- فکر می کنم دلمه بستن ... !

دو نفر به طور داوطلبانه فداکاری کردن و جونشون رو به خطر انداختن تا شیرها رو بریزن تو سطل آشغال ... ( توی پرانتز : یاد این عزیزان همیشه در قلبهای ما خواهد بود و به خاطرشون 1 دقیقه سکوت ... ؛ خب تموم شد ! )

اولی ... دومی ...نـــــــــــــــــــه ... نشونه گیری دقیق نبود ... سومی افتاد روی زمین و ترکید و ...(دیگه بقیه ش رو خودتون می دونید ! )مثل جنازه های درجه 1 از کلاس فرار کردیم بیرون ... اما زنگ که خورد :

- نه ما نمی ریم توی کلاس ، نه ، ما نمی ریم ... !

بعد فداکاری من (برای اینکه بچه ها برن و شلواراشون رو بردارن ... ورزش ... خدا بهمون رحم کرد !! )

قوطی اسپری سبز 8*4 رو توی کلاس خالی کردم ؛ از حالت اغما به کما راه پیدا کردیم ! ( بازم :دی !! )

زنگ ورزش در امان بودیم و اما زنگ اجتماعی ...

اوه بچه ها ! ... اینا از بمب های شیمیایی و هسته ای هم بدترن !دیگه غنی سازی اورانیوم می خواین چی کار ! 4-5 تا از اینا به اندازه ی کلی کلاهک هسته ای کارسازن !

رفتیم کارگاه اجتماعی فیلم ببینیم ! البته قبل از زنگ آخر کلاس پاکسازی شده بود ولی بس که اینا ....... هستن اثرش واسه ی نسل ها می مونه ...

فرداش زنگ اول و دوم تموم شد . و سر زنگ فیزیک و درس فشار مایعات و گازها مولکولهای شیره دوباره فعال شدن و ...

البته تا آخر زنگ فیزیک کلاس تقریبا با استفاده از آب فراوان و پرمنگنات ضدعفونی و پاکسازی شد . کف کلاس دریاچه ی پر منگنات شده بود و ...

- بچه ها راستی کی قراره امروز کلاس رو تحویل بده ؟!! ...

پ .ن : در طول این مدت بچه های کلاسای دیگه از ما شیر گندیده ی زاپاس می خواستن و این می تونست یه شروع برای یه سرمایه گذاری اقتصادی خوب یا یه راه برای کسب در آمد باشه !

 

نوشته شده توسط : مریم !!

 

پ.ن تایپیست !! : هیچ نوع تحریفی تو این متنه صورت نگرفته ... همونیه که بوده ! ... من هم فقط امر مشقت بار تایپش رو انجام دادم ... همین دیگه !!

 

لينک
شنبه ٧ بهمن ۱۳۸٥ - IQha