هفته های آخر شلوغ ... !!   

به نام او ...

 

- بچه ها 21 اسفند جشنوراه س ما تا اون موقع دیگه نه کلاس هنر داریم نه حرفه ... !

-بچه های تدارکات نمایشگاه سمپاد ... بچه های تدارکات نمایشگاه سمپاد واحد پژوهش ...

- پریناز دقت کردی ما تا روز شب شعر فقط دو روز دیگه میایم مدرسه ؟!

- خب بچه ها رای گیری می کنیم کدوم شعر رو می خواین بردارین به عنوان سرود کلاسی ؟!

- ا ... خب من هم می خوام برم کاشان ... من می خواااااااااااام ... نمی شه 40 نفر آخر رو ببرن ؟!

-فاطمه جفت پا میام تو دندونات ها ... یعنی چی من نمی تونم ویراستاری کنم ؟!

- مهسا جان مادرت خودت یه کاریش بکن دیگه من که اصلا دیگه جرات ندارم باهاش یه کلمه حرف بزنم می پره بهم !!

- بچه ها سه شنبه جشنه ... باید واسه کلاستون نماد درست کنین ... !

- بچه ها این دکوره قراره به چی وصل بشه ؟! نکنه می خواین همین جوری بگیرین دستتون هان ؟!

- بابا خانوم حکیمی حالا کو تا 14 اردیبهشت ؟!!

-یه بار دیگه ایراد بگیری و غرغر کنی می زنم درب و داغونت می کنما ... خیلی بلدی خودت طرح بده !!

- طبل ؟! ... آخه احمق می خوای بشینی اون وسط طبل بزنی ؟!

-بچه ها این هفته حق ندارین زنگ تفریحا برین بیرون ... می شینین مثه بچه ی آدم عروسک درست می کنین فهمیدین ؟!!

- خب بچه ها می خواین با سیاه قلم کار کنین یا زغال طراحی ؟!!

- بچه ها یه ارکستر به اون حرفه ای ای کلی سال تمرین می کنن بعد میان اجرا ... شما می خواین یه هفته ای آماده و هماهنگ بشین بعد سر اجرا هم تپق نزنین ؟!

-بچه های مسابقه علمی به نمازخونه مراجعه کنن ... بچه های مسابقه علمی ...

-ببین من اون یکی دکوره رو درست می کنم ولی اگه چپل چلاغ شد به من ربطی نداره ها ... !

- الهام ما باید تا قبل از عید نشریه بدیما ... !

- آخه زغال پخش نمی شه ؟! گند می خوره بهشا ...!

- بچه ها همه تون باید تا روز کارسوق یه صفحه بنویسین واسه اون کتابه که مصدقی گفته ... !

- ببین مریم جریان این سنگها چیه ؟! ...

- خب من می تونم یه چارچوب واسش درست کنم می رم آشغال چوبهای مجتمعمون رو جمع می کنم می چسبونمشون به هم یه چیزی درمیاد دیگه ... !

- ببین این کارته خیلی شلوغه ... تازه خیلی هم زشته ... اه اصلا این چه رنگیه ؟!

- نه ... از این اسپریهای فیکست می زنیم بهش آخرش درست می شه ... !

-بچه ها من اصلا نمی تونم این کارسوقه رو تحمل کنم ! ... دو زنگ شیمی دو زنگ فیزیک ؟! ... نه !!

-راستی عاطفه فردا امتحان آزمایشگاه فیزیک داریما ... !

- بابا عطیه بیا یه لوستر این وسط بکش دیگه ... !

- یاسمین یادت نره به بچه ها یادآوری کنی حتما شنبه شعراشون رو بیارن ، اگه نیارن ما هیچ غلطی نمی تونیم بکنیم !!

- کیانا این چیه ؟! ... رصد ؟! ... تو دبیرستان ؟! ... شب هم ... شب هم می خوابین ؟! ... منم ... منم می خوااااااام !! ... نمی شه من رو یه جوری بچپونی یه جاییت ؟!!

- اه این چیه کشیدی ؟! این که کجه !!

- بچه ها همتون باید یه روز تو این هفته بعد از مدرسه بمونین می خوایم سرود تمرین کنیم ... !

- ببین به نظر من یه موزیک ملایم بذاریم به عنوان پس زمینه ... می تونیم به بچه ها چای بدیم نه ؟!

- آخه پیانو چیه ؟! ... تو می خوای پیانو ورداری بیاری ؟! ... بچه ها من چه جوری گیتار بیارم مدرسه بابا اه ... !

- نیمکت ها رو چی کار کنیم ؟! ... بخوایم بذاریمشون تو نیم طبقه که دیگه جا واسه راه رفتن نمی مونه ... !

- باشه بابا تو فقط درست کن هرچی شد شد به درک !!

- بچه ها از الان گفته باشم این دفعه دیگه من نمی تونم ببرم بدم کپی ها ... خودتون یه فکری به حالش بکنین !!

- راستی باید هماهنگ کنیم  ببینیم کی می تونه شمع بیاره ... کلاس رو هم باید تاریک کنیم ... !

- ببین من می تونم ویولن بزنم ... !

- نارنجی ؟! ... آجری ؟! ... سبز ؟! ... اه بابا این سبزه چیه جیغه می زنه تو ذوق ؟! ... نخیر خیلی هم خوشگله ... ! بابا آخه این رنگه که به مقنعه ی دوما نمیاد جفتشون چرکن اه ... !

 

 

 

 

پ.ن : چیه ؟! چرا غر می زنی ؟! خیلی هم خوبه ... اصلا سمپادی جماعت باید این جوری باشه ... باید سرش شلوغ باشه ... حال می ده که بابا !!

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط : الهام (شمبليله )

 

 

 

لينک
پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٥ - IQha