فيلتر ... را ... او ... نيافريد ... !!   

یا هو ... !!

 

خیلی حیاطش از اونی که دیده بودم کوچیکتر بود ... نبود؟

ساختمون پیش دانشگاهی شده بود اول، پارسال ... آره اما حیاط نداشت که ... داشت؟

آبخوری نداشت که ... یعنی داشت!! ... اما ... اصلا آب نداشت ... داشت؟! ... خب داشت! ولی کم داشت! نداشت؟! ... دستشوئی ... داشت! ولی ... 28 تا نداشت!  ... داشت؟! نه! 14 تا داشت!!

.

.

.

دیشب بالاخره خواب خانوم مصدقیو دیدم ... سه شبه هی محبوبی میاد ولم نمی کنه ... البته زیاد کیف نداد ... هر نیم ساعت یه بار می پریدم از خواب ... تا ... واقعا صبح شد ...

.

.

.

مرکز پیش دانشگاهی فرزانگان، استعدادهای درخشان ... یا یه همچین چیزی انگار ... بعد ...

آخ جون یه عالمه آشنا ... همرنگای آشنا ... و بیگانه های تنها ... خب خودشون می خواستن بيگانه باشن ... نمی خواستن؟! چرا می خواستن ... وگرنه ...

یه عده مانتو سبز ... عجیبه بین این بیگانه(!) های تنها ...

- بچه ها شما از کدوم مدرسه این؟!

- خب معلومه دیگه! یا خردن یا ابوریحان!!

- : ابوریحان!!

.

.

.

یه حلقه ی نشسته، کف حیاط دبیرستان ...

- تو این مدرسه، مخ نمی مونه ... فیزیک چیه، شیمی چیه، ریاضی کدومه ...

- خانوم اژه ایه، اژه ایه ... ما دوسش داریم ... ما دوسش ...

- همه می گن ما بچه ها خوبیم ...

... نکنه آخریش باشه ... بود؟ ... آره آخر بود و اول شاید ... اما ...

 

مگه من گفتم برگردین نگا کنین خب؟! ... یعنی می شه ... ؟!

.

.

.

- الله لا اله الا ... !! ... دانش آموزان دقت کنین ...

گرما ... گرما ... قل قل قل ... الآن قُل قُل می کنم ... قِل قِل نمی کنم ... من که کدوی قلقله زن نیستم!! ... گرما ... هه!! ... بلد نیستم ... به خدا نمی دونم چی می شن ... من ... نمی دونم؟ ... قلقل می کنه ... گرما بَده ... سرما خوبه، نیس؟! ...

هر لحظه ممکنه از هوش برم اما ... آب!

.

.

.

- پاسخنامه سفیده ... اِ تو گزينه هاش ۷ داره !! ... 7 !! ... چه خوشگله!! گوگولی منه ... جوابش بشه ۷ ديگه!! ۷ که گوگوليه ... اگه 28 هم داشته باشه خوبه ها ... یا ... 183 ... 196 هم بد نیس! نبود؟ پس همون 7 رو می زنم ... سئوال بعدی اعداد دیگه انشاالله!

سئوال آخر: یه نقشه از ناحیه ی معتدل خزری ... زیرش:

"فاصله ی رامسر تا رودسر 50 کیلومتر است!! در ناحیه ی معتدل خزری چند درخت وجود دارد؟"

چی می شه آدم قهقهه بزنه وسط جلسه؟ نمی شه؟! خب باشه منم نمی خندم!! ... این خانومه هی بد اخلاقی می کنه من دوسش ندارم ... نمی تونمم بخندم ... چی می شد بازم خانوم تهرانی مراقبمون بود؟ بازم کلاس پنجم بودیم و واسه مرحله دوم ورود به راهنمایی توی مدرسه ی راهنمائی فرزانگان که اونموقعها یه عالمه بزرگ بود نشسته بودیم ... راهنمائی دوباره ... 1/1 دوباره ...

- 20 دقیقه دیگه ...

اصلا نمی خوام! تموم شه به درک ... که چی؟ ... اصلا آخرش که چی؟ ... ازین بدتر که نمی شه، می شه؟! ... آخر دنیا ... هه!! ... به درک بشه ... تموم شه دیگه چرا نمی شه؟! ...

...

یه برگه هایی می دن که باید پرش کنیم ...

- متاهل یعنی چی؟ (اگه کسی ازتون پرسید مال کدوم مدرسه این نگین از کجا اومدینا ... )

- یعنی ازدواج کرده یا نه!

- وا !! ... یعنی چی؟! مگه می شه مامان آدم مجرد باشه؟! هه !! خله!!

دلیلتون برای انتخاب سمپاد ... تیم فوتبال مورد علاقه ... اسم معلمای تیزهوشان شهرتون در صورتی که می شناسینشون (- ... ما 100 تا معلم داریم، همه رو بنویسیم؟!) ... از چه کتابایی استفاده کردین ... حاضرين در جلسه رو می شناسين؟ ... مهم ترين عامل موفقيت در مرحله ی پيش ... و ...

.

.

.

دیگه هیچوقت همدیگه رو تو این لباسا نمی بینیم ... راستی مانتوی دبیرستانیا چه رنگی بود؟! ... خاکستری؟! ... آسمونشون چی؟ اونم مثل دیواراشون خاکستریه؟! (مبالغه بود آیا؟ )

 

 

 

 

 

 

پ.ن. دم در دبیرستان زده بودن: نتایج 15 مرداد اعلام می شه ...!!  (من شب قبلش بهم الهام شده بود!! ... هی جدیدا" ... ) خب منم می خوام باشم خب!! ... خوش به حالتون!! ... ولی...

 

 

پ.ن.2. نفس را... حت را 15 مرداد بکشید ...

 

 

پ.ن.3. قبولی چند نفر ... ۱۸۲يا شايدم ۱۸۱ ... مهم نيس ... فقط اونايی که می خوان قبول شن، قبول شن ... می شه ... دعا ... ؟!  اللهم صل علی محمد و آل محمد ... !!

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط آی کیوها(ییها) ---> فاطمه

ويرايش شده در تاريخ ۲۵ تيرماه ... !!

 

 

لينک
جمعه ٢٢ تیر ۱۳۸٦ - IQha