87 نیز آمد و اینها ! ...

یا هو ... !

وای سلام...

اینجا همچنان آی کیوهاست ... و ما می نویسیم از فرزانگان ! دبیرستان...

انقدر حیفه و من احمق که اینجا رو ول کردم ! ... دلم واسه ش تنگ شده بود و کاملا حس می کنم یه اتفاق تکراری واسه ش میفته، همون شروع اون مدلی ! ولی نه مثل اوندفعه، فکر کنم ! ... حالا!! وقتی تویی که می خونی نمی فهمی چی می گم چرا باید بگم، اینجا؟ ...

مدرسه ... و کارگاه هنری سومامون ! ۲۲ اسفند، ۴شنبه ... واسه ما اولین کارگاه هنری بود و خیلی حس تازه ای داشت اینکه اولین بار تجربه ش می کردیم؛ من به شخصه فقط از کارگاه هنری همین قدر می دونستم که سومیامون یه سری کارای هنری ارائه می دن (!) و توی کارگاشون سرود ملی اون سالو (که شعر سرود ملی هر سال رو سومای اون سال می گن) افتتاح می کنن و همین افتتاح سرود ملی خودش کافی بود واسه اینکه شوق و ذوق کارگاه هنری به همه دست بده ! ...

ازونجایی که کارگاه ... خب ...  قشنگ بود و من به این فکر می کردم که کارگاه هنری ما چطوری می شه و خیلی هماهنگی و اتحاد می خواد واسه اینکه اینطوری بشه که کارگاه سومامون بود ! ... که ما داریم، یا حداقل اونموقع می رسیم بهش!! ... همه چیز کارگاشون می شه گفت که خوشگل بود، نمایشو سرود ملی آخرش که همه ی همه شون اومدن رو سن آمفی تئاتر و با هم –طوری که می شه درکش کرد اما توصیف نه- خوندن:

چون من همه سرگردان بر گرد جهان

هر کس هر سو هر جا بی نام و نشان

رویامان کاویدن هر راز نهان

نقشی شاید ... بر دار زمان

در بستر سرگشته ی دریای درون

در حسرت کوبیدن دیوار سکون

آشفته و حیران به تماشای جهان

در دام زمان ... در بند کنون

ناگه پیش رو ... درگاه عبور

موجی در خروش ... ز آتش های دور

بنگر تو بر آن حلقه های روشن

بنشان زان اخگرها جامه بر تن

بنهیم همه پا در ره، دل ها دریا

گذریم همه ظلمت ها مانده بر جا

نور ... شور ... اعجاز حضور

تن ... در ... پیکار غرور

این ... جا ... آیینی دگر

بر ... خیز ... ظلمت در شکن

...

شعله به شعله بدمد، زنده و بالنده شود

موج دگر از پس هر موج بر آید

مشعل پاینده ی ما، زمزمه ی زنده ی ما

بر دل بی روزن شب، هور نشاند

...

بار دگر، شوق دگر، در پس دیوار

حک شده بر کوبه ی در قصه ی تکرار

...

چون ما همه سرگردان بر گرد جهان

هر کس هر سو هر جا بی نام و نشان

رویاشان کاویدن این راز نهان

نقشی دیگر...

 بنشـــــــــــــــــــان ! ...

آخرشم مغموم بودن اکثرا، احتمالا واسه اینکه سومشونم تموم شد، یه چیزی مشابه حس دومامون بعد از کارگاشون ! ما که تجربه ش نکردیم ! ...

شنبه هم که واسه انتخابات تعطیل شد و بچه هایی که یه شنبه رفتن مدرسه رو بردن سمینار علامه حلی ها که با اینکه مدرسه برده بودشون بعد از یه مدت کوتاه چون فرزانگانی بودن مجبور شدن زود برن و ای خداوند آسمانها و زمین و ... ! ... دوشنبه هم باز بچه ها خودشون رفتن که اصلا تو کلاغ نامه ی نگار اینا خودتون بخونینش!! 04.gif

دیگه اینکه، راستی سال جدید واسه اینجائم مبارک و مدرسه هم که از 17 ام رسما شروع شد ! ...

18 فروردین خیلی باحال بود، جدا از اینکه کلاس ورزشو پیچوندیم، اولین حلقه ی سال 87 م زدن و واسه اولین بار سرود ملی امسالو چند بار توی حلقه خوندن و خانوم اژه ایم اومد دبیرستان و دیگر ...

چند روزم هست شایعه شده (از چند منبع غیر موثق 04.gif) که از سال دیگه می خوان منطقه ی 1 و 2 و 3 ایها رو دبیرستانشونو جدا کنن برن یه جا دیگه ! ... ولی همون احتمالا الکیه ! ... مگه می شه!! تازه ما اینهمه خودکشی کردیم (اوا!! چه یه جوریه این وسط!!) 182 نفری بریم دبیرستان، 182 نفری بریم، حالا که 216 تا شدیم حتما می ذاریم ! هه ! ... اصنم یعنی چی!! 02.gif

راستی نمایشگاه آفتاب راهنمائیم بریما ... 12 ام، 13 ام، آخ جون ! 06.gif... طبق آمار رسیده از مجرب ترین و معنوی ترین فرد ساکن در راهنمائی که به دلیل اقدامات امنیتی و جلوگیری از ترور ایشان (م.ش.ا P:) نامبرده را نام نمی بریم تو راهنمائی ازین وسیله ورزشیا گذاشتن که تو پارکا می ذارن ! aaa ! فک کن ! ... تازه درختمون چه طوری شده ! ... حتما واسه اینکه می خوایم بریم دیدنش فوکول گذاشته، موهاشم بلند کرده خوشگل شده ما ذوق کنیم!! ... 11.gif04.gif

پ.ن. اومدم همچو کلاغ اخبارو دادم رفتم!! ... ولی لحن آی کیوهاییم (IQhayim!!)یه طوری عوض شده ها 04.gif

نوشته شده توسط آی کیوها(ییها) ---> فاطمه 04.gif

/ 42 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
M.R.1

در جواب بنده خدا؛عارضم به خدمتتون که منظور، از این/آن وسیله ورزشیاس که گونه های وافریش تو پارک ملّت و ساعی و ... یافت می شود...(به رنگ قرمز و زرد غالبا)!![نیشخند]

زهرا

سلام. ببینم تو هم تو مدرسه راهنماییت درخت کاشته بودی؟ منم یه زیتون کاشته بودم که خیلی بزرگ شده بود ولی امسال به خاطر برف و سرمای شدید خشک شد!!![گریه] راستی بیا ببین مدرسه ما چه خبره![خداحافظ]

فاطمه

[خنده] خیر، اون ما رو می کاشت اصولا [نیشخند][عینک] (این یعنی مفتخرم از این بابت!!) 5شنبه که می ریم اردو و بعدشم جمعه که میریم نمایشگا آفتابو شنبه که روز سمپاده و یه شنبه هم که برنامه ی روز سمپاده و سه شنبه که میریم نمایشگا کتاب... تمام این بی آپیای این چند وقتو جبران می کنه... [نیشخند]([قلب][قلب]) هفته ی دیگه، 18 ام نوزدهم می شه ! ... [بغل] آی کیوهای گومبولم... aaaa ... [نیشخند][ماچ]

سیریوس(سارای خودتون بابا)

به به سلام ... بچه های گل گلاب مدرسه ی ما!!!!!!! فاطمه خانم و الهام خانم... در ضمن اختیار دارین باعث افتخاره که لینکم کنین...[قلب][قلب][قلب][قلب][نیشخند][چشمک][نیشخند][نیشخند][چشمک][نیشخند][بغل][ماچ][ماچ][ماچ][گل][گل][گل][خنده][خنده][نیشخند][خجالت][نیشخند][خجالت][نیشخند][خجالت][نیشخند][خجالت][چشمک] عقده ی اسمايلي!!!

سیریوس(سارای خودتون بابا)

[خنده][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][خنده][قهقهه][خنده][سبز][نیشخند][نیشخند][لبخند][نیشخند][لبخند][نیشخند][سبز][سبز][زبان][زبان][خنده][قهقهه][خنده][قهقهه][خنده][قهقهه][خنده][قهقهه][خنده][قهقهه][خنده]بچه ها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! لينك نوروزي رو هم گذاشتين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][خنده][عصبانی][سبز][سبز][سبز][دست][دست][خنده][قهقهه][خنده][قهقهه]

زهرا

سلام. بابا چه سرعتی!!![تایید] می ذاشتید جوهر نظرم خشک بشه !!! ممنون که لینک دادید منم دادم! دبیرستانی هسم البته لب مرز!!![خنده] امتحانای خرداد رو که بدم دیپلممو می گیرم و دیگه کنکوووووووووووووووووووووووووووووووووووووور!!![گریه] راستی فاطمه جان نگو که مسواک زدن رو دوست نداری![تعجب] من روزی چار پنج بار مسواک می زنم! تازه اگه اساسی باشه که یه بیست دقیقه ای طول می کشه!!![دست]

زهرا

یه چیز دیگه . دیدید ما چه قدر مهم شدیم! برامون بمب گذاشتن!!![زبان] شما هم اگه امتحانی چیزی داشتید می, باباهاتون می تونن یه تلفن مشکوک به مدرسه بزنن و تعطیلات.....!!![شوخی]

فاطمه

امروز، اردوگاه عقیق کرج: آخرای برگشتنی تو اتوبوس بسیار بلند یادم افتاد خانوم مصدقیو ... اس ام اس دادم که: خانوم مصدقی روزتون خیلی مبارک، داریم از اردوگاه بر می گردیمو به یادتونیم، فردا همه می ریم راهنمائی نمایشگاه آفتاب. اگه بیاین خیلییی خوشحال میشیم ببینیمتون. بازم روزتون خیلی مبارک، خیلی دوستون داریم... بعدش که داشتم میومدم خونه زنگ زد!! [قلب][قلب] پرسیدم میاین یا نه گفت مهمون دارم از شهرستان اگه برن آره... وای آخ جون فردا کاش بیاد!! بقیه ش زیر آپ الهام... اگه امشب آپ کنه ! ... وای فکر کن!! فردا!! ... [نیشخند]

خانوم اژه ای

توجه توجه! اومدم و خوندم و کامنتیدم! (این هم از اعلام وجود به سبب درخواست های مردمی!!) راستی چقد شعر سومای امسالتون قشنگه! دمشون گرم! کی شعرشونو گفته؟ راستی کسی از شماها آهنگشو داره؟ من احتمالا اواخر همین هفته یه سر میام دبیرستان، اگه دم دست بذارین مچکر میشیم!![نیشخند]

ريحانه

انصافا حال اومدم...دمت گرمD: خيلي حس خوبيه كه سمپاديا رو مي شه همه جا پيدا كرد[نیشخند] اين سرود ملي ماست...!خيلي بده كه ما ديگه حلقه نداريم...خوش به حالتون...لذت ببريد[چشمک]