باشه!!

به نام خدا

لا دو.. ر می.. فا می ر..

آهای سلام!! Flower اوه می گم چه باکلاس شده پرشین بلاگ تو این چن هفته.

دیدین امتحانای ترم اول همه ی دبیرستانا رو جا دادن بین هفتم تا 25 ام ؟ اونوقت چی!! با پررویی هر چه تمامتر گفتن ترم دوم نهایی ندارین. نـــــامردای خنگ  اولش اونقدر شوک گنده ای وارد شد که هی می گفتیم ما اییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییینهمه درس خوندیم اما بعد که به خودمون اومدیم متوجه حقیقت "کودوم همه" شدیم  ولی از همه ی اینا که بگذریم دیگه امسال فیزیکو میفتم من پشتشم اخراجم می کنن پرتم می کنن بیرون به سعادت می رسم ( چه قبول دارررررررررررررررررررررررررممممممممممممم. آی. آه.) - من جدیدا با خودم اینطوری حرف می زنم اما شما نباید حرفای من با خودمو بخونین.

بگذریم. اومدن واسه غدیر یه مسابقه وسطی گذاشتن بین اولا و دوما، سوما و پیشا. مائم طبق معمول !! اصن خوشم میاد دو رو نیستیم؛ همیشه پاک و ساده و یکرنگ برای بار نمی دونم چندم به اولا باختیم خب  اما چقد من پایه مونو دوس دارم که همیشه همه چیزش خنگه عزیزم !!

شنبه هم شب یلداست که هر سال دست اولاس. من نمی دونم راجع بش چی بگم و از بس بزرگ شده جرئتم نمی کنم

هـــــــــــــــــــــــــــــی امسال اصلا کلاسمونو دوست ندارم (اما بعضی از بچه هاشو خیلی دوست دارم) حتی از پارسالم بدتره  کلا داره اینطوری میشه

- آقای حمداویو اذیت کردیم ولی الآن انقد خوب شدیم با هم!!! به خاطر اینکه من الآن دلیل آپ کردنمو نمی دونم نمی گم چرا اما -

کلاسای سُلــُــگِــی خوابیم، کلاسای شیمی حوصله مون سر می ره، کلاسای آقای اصلاح پذیر به معنی واقعی کلمه مییییییییییییییییییییییییییی لرزییییییییییییییییییییییم، کلاسای جغرافی به طور وحشتناکی آزار دهنده ن، کلاسای آقای معماری "وای خدا باااااز" ئه، کلاسای عربی خسته کننده س و در مجموع می شه گفت فقط کلاس ریاضی و ادبیات و فیزیکه که یه ذره هاییشو بیدارم.

و چه رویاهایی،

که تبه گشت و گذشت..

و چه پیوند صمیمیتها، که به آسانی یک رشته گسست...

همینطوری !! (ایهام)

 

کلا خانوم بحرینی را هم دوست می دارم !

از شما می خواهم -البته می دانید، دقیقا کدام شما را نمی دانم- که برایم در زنگهای آقای اصلاح پذیر دعا کنید تا از لرزشم مقداری کاسته شود.

دیگر همین ها. آرزو دارم همیشه همان که می خواهید باشید !

 

پ.ن. یا هو ... !! ****

خدا نگهدار ! به امید دیدار .. ! Balloons

 

 فاطمه !

 

/ 5 نظر / 17 بازدید
الهام(شمبلیله)

نمی لرزم من ! انگار یه جاهاییش مثه حبسِ نفس اِ (ممم ... ) شیمی و عربی اوهوم !‌ جغرافی آزار دهنده س ؟ اولاش خوب بود . ولی تازگیا همون حوصله سربرنده س یا یه چیزی تو این مایه ها . (من باید تهش یه [نیشخند] بذارم . )

فاطمه

منو چه تعجب کردم کامنتا 4 تاس

یاسمین

جدی پایه شما برا کنکور اینا نقش موش آزمایشگاهی داره ! خوبه آدم حقیقت ُ ببینه ! (پایه تون می بازه ..) اون جناب آقای حمداوی که خیلی حقشه ! اصلا همه حقشونه ! اَه اَه ! دعا می کنیم نلرزید دعا کنید ما به مرحله طلب دعا کردن برای نلرزیدن نرسیم ! (معنای حقیقی در عمقش بود !) چه معلم ادبیاتتی موجب این عشق فراوان به ادبیات مدرسه شده ؟! از جمله آخر چیزی دریافت نکردم ! قبلا ها افتخار می دادید هرچند کوتاه سری می زدید ! باز هم از آن کارها بکنید !

خانوم اژه ای

هی روزگار! بزرگ شدین. بزرگ. [ناراحت] راستی فاطمه! زیاد وبلاگ می خونی نه؟ این لحن جدید نوشتتو دوس ندارم!!! [نیشخند]

M.R.1

زوووووووووووووووود می گذرد.............دیر! (تریبونی بود؟!) از عوارض امتحان آمار!..................