کارگاه .. ها !!

یا هو ... !!

این تنها پست اسفند و آخرین ِ 87 ئه :) ..

تا حالا نشده بود تا 26 ام مدرسه باشیم. واسه همینم همیشه 28 ام عید حساب میشده اینجا آپ نشده نیشخند اما امسال، اینطوری شد که شنبه 24 اسفند کارگاه هنری، یکشنبه تولد پیامبر و دوشنبه هم تمام کلاسای درس تشکیل شد .. از اونجایی که همه شک داشتن دوشنبه بیان یا نه و هر کس فک می کرد کسی نمیادو کلاسا رو هواس همه پا شدیم رفتیم مدرسه !! و نتیجه این شد که از کلاس ما فقط 4 نفر نیوده بودن!!
زنگ اول ترکیبیات داشتیم. زنگ کلاس که خورد همه از کلاس اومدیم بیرون و چراغم خاموش کردیم که یهو خانوم بحرینی نیشخند!! و ما هم برگشت خوردیم به کلاس.
اما زنگ آخر همه خدافظی کردن و سه شنبه هم از هر کلاس دو سه نفر بودن در نتیجه هیچ کلاسی تشکیل نشده و امروزم که بچه ها مدرسه نرفتن!! مژه
دوشنبه زنگ تفریح اول و دوم سرود ملی گذاشتن که فوق العاده بود... رفتم از خانوم گلستانیان اجازه بگیرم که فیلم بگیرم یه وخ نیاد دوربینمو بگیره می گه اصلا با اجازه ی کی دوربین اوردی شما!!!! من: بله!!!!!! آخرشم می گه الآن که نمیتونم بهت اجازه ندم فقط از حلقه می گیری حجابا هم رعایت شده باشه!!
تو دلم گفتم اگه بدونی این دوربینی که دستمه توش چه فیلماییه نیشخند هنوز فیلمای روز بازدید عمومی رو نریختم رو کامپیوتر !!
نگاه پست پایینی که می کنم یادم میاد وگرنه اصصصصصن خودم واسه م مبهمه ها نیشخند که امسال ما چند روز قبل کارگاه آپ نکردیم و .. فک کنم پارسال یه ماه تمام با انواع نویسنده ویجه جان هامون در حال ثبت کارگاه ِ سوما بودیم ..
و چه جالب که الآنم می خوام از کارگاه هنریشو بنویسم :)
شنبه کارگاه هنری بود.. قرار بود ساعت 1 تا 5 باشه اما صب گفتن 2 تا 6ئه .. نزززززدیک بود عزا بگیریم که کلاس آقای اصلاح پذیرم تشکیل میشه اما همچین که از ورزش برگشتیم اعلام کردن به دلیل اینکه با سرویساتون هماهنگ نشده کارگاه هنری از ساعت 11 تا 2 و ربع تشکیل میشه..
آقای اصلاح پذیر!!! 30 تومن داده بودن به پرنا که واسه همه دوم ریاضیا بستنی بگیره!! خیلی خوب بود تنها معلمی که عیدی داد آقای اصلاح پذیر بود!! همزمان که بچه ها می رفتن تو آمفی افسون وسط حیاط رو میز نشسته بود کنار بستنی ها و داد می زد دوم ریاضیا بیاین آقای اصلاح پذیر مهمون کرده...
بعدم که داخل آمفی تئاتر... و چون دیر رفتیم جا گیر نیومد مجبور شدیم بریم رو زمین پایین سن بشینیم. البته فک کنم بهترین جا همونجا بود نیشخند باز هم مثل پارسال خواهش می کردن گوشیاتونو خاموش کنین نویز میندازه و از این حرفا اما خب یه مقدار شدتش از پارسال بیشتر بود نیشخند انتظامات پارسالو بیشتر میپسندیدم.
همه ی برنامه هاشون خیلی خوب بود.. امسال واقعا خلاق بودن و من تمام مدت فکرم می رفت طرف اینکه سال دیگه آدمایی که میرن اون بالا همه از مائن.
البته نمیذاشتم فکرم زیاد بره آ .. :دی ... ولی آخرش بچه ها هم همینو می گفتن.
و سرود ملیشون... خانوم علیشاهیو نگین رفتن طبقه ی دوم آمفی و از اون بالا رهبری می کردن نیشخند
بار دوم متن سرود ملی ها رو بین بچه ها پخش کردن و ما هم باهاشون خوندیم... بعد هم یه بار بدون آهنگ حلقه زدن و سرود ملیشونو خوندن.

این هم سرود ملی امسال:

 

فریاد
می میرد آرام
سکوت، پژواک هر گام
دنیایی که رفت
هجوم حسرت
تا پایان خاکستر

دیروز
تاریکی بود و او
سرشار
در شوق جستجو
روشن کرد آتش
تا بیند راهش
سوزانده است اما

آتـــــــــش
مشعل روشنی خواهش
در شعله دیده هایش را
پیش می رویش می سوزاند

انگاااار
پایان نداااارد این کابوس
می سپارد وجودش را
به چنگ خاکسترها
صدااااااایی امااا...

آواز او را میخواند
وجودش را می لرزاند
از ترس تکرار
از بند دیروز
رهاند او را
جادوی آواااااااااااااز

ققنوووس، سرمست و گرم از آوازش
بر تن تبدار هیزم
می زند بال بی قراری

آتش، می پیچد سرخ و خیزد سبز
جان گیرد از رقص و رازش
در اوج شور و غوغایش
فرووو مـــی خوابد

ناگاه، از دل آتش خفته
می تپد نبض بیداری
ققنوسی تازه می خیزد
طنین...  ِ تابان بال او
تا راز آتشی دیگر
در دنیای خاکسترپوش
هستـــــــی رویانــــد ...

 


 

پ.ن. الآن اینجا باید بگم سال نوتون مبارک. سال خوبی داشته باشید ؟ :) .. امیدوارم سال دیگه بهتر باشه ... عیدتون مبارک مژه

 

پ.ن.2. پیج رنک گوگل به فاصله ی چند هفته ما رو از 3 اورد 2 گاوچران حق داشت طفلک مژه راستی دیدین دیدین دیدین پرشین بلاگ با کلاس شده می ذاره پاسخ به کامنت بدیم ؟ خیال باطل

 

پ.ن.3. فقط جمله س که میاد تو ذهنمو نمیتونم بنویسمشون لبخند دیگه نمی دونم چی بگم... من آجیل می خوام اشن ناراحت ... تا ساااااااااااااااااااااال دیگه خدافظ نیشخند

 

 

نوشته شده توسط آی کیوها (ییها) ---> فاطمه

 

 

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

اگه با نمکی بسم ا.. 09177715467 رضا [نیشخند]

فاطمه

بعد از مدت ها با اسپیکر روشن اومدم اینجا. کی آهنگ وب این شده بود که من نفهمیدم ؟ [پلک] احتمالا وقتی قالب اونموقع ها رو گذاشتم. در هر حال الآن حسابی جوگیر شدم و شور آی کیوهایی پیدا کردم [نیشخند] باد بادک های سپید ما در او ج ِ آ سمان پر می گیرند دسـ تان ِ سرد این غریبه ها بـَ رای ِ شلیک آماده اند باااااااااااید باااا خیال ِ .. پریدن شـ کار .. چیان، را آشنا کنیم ... تا هیچ باااادبادک سپیدی، در آ .. تش ِ گلوله نسوزد .. آ .. خرین، امید ِ کودکان ِ .. شهـ .. ر ما .. بادبادکها هستند امـ .. ـما بال .. های آنها را غریـ .. به، ها با .. تفنگ هاشان بستند.. باااااید باااا ... همین بود دیگه؟ [خنثی] روم نمیشه بگم یادم نمیومد [لبخند].. راس، فیتا، ل ِ یبن مینکروشیب .. /[نیشخند]\ لا سی دو، لا دو دو سی لا سی می .. سیییییی دو ر .. سی ر ر دو سی لا [نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]

یه سومی!!

: دی!!این سرود ملی ماست؟؟!!!نههههههههههههههههههههه!!بچه ها دوستون دارما!!!

ياسمين

با یک هفته تاخیر سلام ! فکر کنم منظورم بود که نمی نویسم .. من که در بیابون هم باشم می یام ! خططا شلوغه .. ولش کن ! :دی ممنون ! خب اون موقع که من وبت ُ دیدم درس شدش ُ دیدم .. اما می توان تصور کرد چه بدبختی ایست .. باری هم که من لینک هام ُ خلوت می کردم یک همچین اتفاقی افتاد ! شبتان خوش .. تاخیر ما را نیز ببخشید !

لیلا

سلام! ما آپ کردیم. بیاین! شما آ1 نمی کنین؟

کیانا

سلام من اتفاقی وارد اینجا شدم...[نیشخند] شما دبیرستانی هستید؟؟؟؟[سوال] من اولم(راهنمایی)...[خجالت] به هر حال خوش حال شدم .[چشمک] خداحافظ[خداحافظ]

کیانا

سلام من اتفاقی وارد اینجا شدم...[نیشخند] شما دبیرستانی هستید؟؟؟؟[سوال] من اولم(راهنمایی)...[خجالت] به هر حال خوش حال شدم .[چشمک] خداحافظ[خداحافظ]

فاطمه

آخی [نیشخند] 5 سال پیش چقد خاکستری تر شایدم سرمه ایش پر رنگ تر بود [لبخند]

فهیمه

ببخشینا[خجالت] ولی معلم ریاضیمون حدودا دو ماهه منتظر جوابه شماس[ناراحت] اگه ممکنه بنده خدا رو سر کار نذارین![بازنده]