که در گفتار نگنجد ..




۵ ساله شد اینجا !

 

 

  

یادمه نشسته بودیم زیر درختمون ، از سوسک و اینائم می ترسیدیم ! بعد یادمه اولای جدید و مامان باباهاشون که همصحبت شدیم با چن تایی شون ..

برا " لیزر " اومده بودیم مثلا !

 

 

 

فاطمه ..

۵ شهریورماه ۱۳۸۹ .. ۱۸:۴۷ !!

 

/ 53 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

با اپرا و فایرفاکس خراب باز می کنه قالبو [ناراحت] هدر وسط نیس چکارش کنم ینی ؟ بعد فردائم تعطیله ما باید بریم مدسه بعد تازه انق ب خانوم رحمتی اصرار کردیم و اینا ، چارشنبه پیشارو می بره انجمن همراه [نیشخند] فکر کنم این آخرین انجمن همراهیه که می رم .. ب جز بعدنا که فارغ التحصیل شدیم البته بعد امروز سرود ملی مونو که تو حلقه خوندیم انقد خوب بود [نیشخند] همه بلدنش (حتی اولا ب لطف خانوم علیشاهی) بعد داد می زنن قشنگ ، مث اومموقعا که می خوندیم کاشکی این دیوار خراب شه

سمپادسیتی(نیما)

سلام و درود به همه. مفتخرم تا یک شهر جدیدو بهتون معرفی کنم !! شهری که بیشتر شهرونداشو دانش آموزان تشکیل میدهند... این جا شهری هست واسه همه. با کوچه پس کوچه هایی که خیلی چیز ها بهمون یاد میدهند و دوستی های پایدار زیادی به وجود میارند... شهری که ازش میگم اسمش شهر سمپادی ها یا به اصطلاح دیگه سمپادسیتی است. جایی که همه توش نقش دارند و هر کسی که بخواهد میتونه یکی از شهرونداش بشود. جایی که تازه به وجود اومده ولی در حال ساختن خانه های بیشتر و کوچه های زیبا تریست. البته الآن هم ساختمان های بزرگ و برج های زیبایی دارد که جاذب توریست و مهمان هستند و این زیبایی باعث شده تا مهمان های زیادی در این شهر مستقر بشوند و به یک شهروند همیشگی تبدیل شوند. شهری که با تمام شهر های دیگه فرق میکنه آخر در دنیای دیگری غیر از دنیای ماست! یعنی در دنیای مجازی. اگر دوست دارید از شهر بزرگ سمپادی ها دیدن کنین و اگر خواستین مثل ما یکی از شهروندانش شوید. امیدوارم هر چه زودتر شما رو در کوچه های شهرمون ببینیم ;) http://www.sampadcity.com

یه رهگذر

واقعا دلم واسه اینجا تنگ شده بود[ناراحت]کی این کنکور لعنتی تموم میشه آخه!!![افسوس] یار دبستانیتون اصن حالمو گرفت...!

فاطمه

دانشگاه آزادم الآن ثبت نام کردم تموم شد فق چرا اسکن شناسنامه رو نخواس ؟ یادم نمیادش سراسری می خواست ؟ بعد چرا کد سوابق تحصیلیش با کد سوابق تحصیلی سراسری فرق می کرد ؟ بعد عاشق انتخابام بودم واقعن :)) یکی در میون آی تی ، نرم افزار ، سخت افزار امروز صادقی می گه یه دانشگاه آزادو بیاینو هر چی دوس دارین بزنین ! شما که قرار نیس برین حداقل دلتون خوش باشه چیزی که واقعا دوس داشتین زدین [پلک] بعد اینا دیگه ، فقد دیگه از این کارتا که از این گیگیلیا دارن باز نمی کنیم :)) سال دیگه ام بریم کنکور بدیم سهمیه منطقه یک زیاد شه اصلا !! (اسمایلی اعتماد به نفس در مورد قبولی امسال) از این کارتائم باز کنیم دوباره گیگیلی :دی می گم بریم کنکور ارشد و اینا بدیم از این کارتا دارن ؟ [نیشخند] آخی آی کیوهای خنگ [بغل] دلم تنگ شده برات [پلک]

فاطمه

ناخون سیاه واه واه واه [ابرو]

فاطمه

نه فلفلی نه قلقلی نه مرغ زرد کاکلی ، ایچکس باهاش رفیق نبود [ناراحت] طفلکی [ناراحت] ولی بعدش رف حموم همه باش رفیق شدن [پلک]

خانوم سوسکی (ستـاره!)

ان شا الله قصد آپ کردن هم که ندارید؟ :-"

فاطمه

داریم داریم ستاره !! درضمن ملت کامنت خصوصی می ذارین که ما نمی بینیم سالی ی بارم که [نیشخند] حداقل اینجا یه اعلام می کردین ، من بعد چن ماه بیام بگم چی ؟

فاطمه

خب حالا چی آپ کنییییییییییییییییییییییم :ی

بهار

سلام من یکی از دانش آموزان رشتم که به احتمالی بیام تهران خوش حال و خیلی میترسم میدونید که از یه شهری بری به شهر دیگه و دوستاتو ول کنی و یه کم سخته....به همین دلیل می خواستم بیشتر با شما ها آشنا بشم....