سال هفتم

در میان طوفان ..

چون تیره شد نور اممید ،

یاد آریم ، سرود دی روز .. چون گرمای نور خورشید

دیروز ، اممید پریدن .. بالا رفتن و رسیدن ..

راهی ، که با هم پیمودیم .. دیروزی که با هم بودیم ..

 

در کوران پاییز ،

دستمان ب دست هم بود ..

می بستیم ، پیمان یاری ..

قلبمان گواهمان بود ..

که تا ، خورشید فروزان ..

از آسمان ها بر آید ،

با هم ، دنیا را بسازیم

سبز و آزاد ، گرم و زیبا . . .

 

لاله ها سرودند .. آسمان در انتظار است ..

بر زمین امید رویش .. در آرزوی بهار است ..

فردا صد ستاره رووووید .. از آسمان ها بریزد ..

فردا ، از قلب ظلمتها .. نور گرمی بر می خیزد ..

 

چون رود ، لحظه ها گذشتند ..

دستمان از هم جدا شد ..

رفتیم ، در دل نور پیمان ،

ابر و دریا ، گریه کردند . . .

 

یک ، .. دو .. ، سه ، .. چار ، .. پنج .. ، شیش ، .. هفت ، .. هشت :))

 

امروز ، هر گوشه ی دنیا ..

گر با همیم و گر تنها

با هم ، همراه و هم پیمان ،

ره پیماییم سوی فردا ..

فردا صد ستاره رووووید .. از آسمان ها بریزد ..

فردا ، از قلب ظلمتها .. نور گرمی بر می خیزد ..

 

 

 

 

 

امروز آخرین روز دانش آموزیمون بود ، بعد فکر کنم ب یه هشتاد نفری گفتم که هفتاد تاشون گفتن تبریییییک ! ده نفر بقیه ام نصفشون تجربی بودن که گفتن هنوز زمین ما مونده !! آره خلاصه 

این اولین سرود ملی ای بود که از دبیرستان یاد گرفتیم ! برا همین اولین آهنگی که تو حلقه ی دبیرستان خوندن و ما ب نظرمون آشنا اومد و تشخیص دادیم همین بود ! آخه اومموقعا که اول راهنمایی بودیم بهمون دو تا برگه دادن که یکیشون در میان طوفان بود ، یکی ام در نفس سازی و پشتش یکی دیگه از سرودای دبیرستان (ایران سرزمین من جاودان مان)

که آخی ایران سرزمین من فکر کنم سرود خانوم اسدی اینا (ساره اسدی) بود که برامون سر کلاس خوندش ..

آبان اول دبیرستانم که رفتیم کاشان اردوی رصد ، یکی از دوما آهنگ در میان طوفانو گذاشته بود که ما اولین بار بود می دیدیم سرود ملی آهنگ داره !! (البته گل ارکیده ی ایلیا منفردو که از روش در نفس سازیو گفتن دوم راهنمایی شنیده بودیم)

و این بود تاریخچه ی آشنایی ما با در میان طوفان مثلا !! خانوم مسعودم علاقه داره ب این سرود ملی (بعد سرود ملی ما البته نیشخند) هی هر وخ نزدیک زنگ بود می خواستم دو تا دیگه بذارم می گفتم سرود ملی بچه هاتون بعد قبول می کرد نیشخند

بعد الآنم که داشتم تایپ می کردم فردا صد ستاره روید یاد کامنت حدیث افتادم تو فرزگاه ، شبای کارگاه

 

(فکر می کنم این آخرین نوشته ی اینجا قبل کنکور ما باشه .. می خواستم چارده اردی بهشتم بنویسم که اتفاقاتی افتاد)

در کل اینکه ناجوانمردانه بود این طور. کاشکی سوم کنکور داشتیم

 

 

 

فاطمه

 

 

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملیکا

منم سمپادیم..اول راهنماییم..میرم دوم..فرزانگان1 ــم! منو لینک کن!

ملیکا

مبارکتون باشه منم اول راهنماییم ولی فرزانگانی نیستم[نیشخند]

تنها

سلام! منم فرزانگانی ام از نوع راهنماییش! البته سوم بودم و راهنمایی ام تموم شد چند روز پیش ...[وحشتناک] وبت قشنگه.به وب منم بیا!

zahra

من خودم الان سمپادیم ـو دارم میرم سوم! خواهر منم یکی از همون دومایی که نوشتی بود! خواستی به وبمم سر بزن...:دی :-""

فاطمه

هفته ی دیگه ، الآن

کلاس ما

سلام خیلی خوب می نویسین به ما هم سر بزنید.

محیا

جای من خالی...!!

عمو سبزی فروش

آه خدای من...............[قهقهه]

فاطمه

محیا جات خیلی خالی ، ولی نه این روزا .. روزان پر اضطراااآابی ..